خرید بک لینک

گنجینه های اتاق فکر...

آیا منشور شورای شهر عملی شد؟

وحیدصلواتی / سردبیر هفتهنامه توقیف شده نوید اصفهان در دهه 70

انتشار در ویژه نامه نوسان - اسفندماه 1395

به یاد دارم در سال 76 چه جوان های پرشور و نشاط و با استعدادی، شبانه روز بدون هیچ چشم داشت مالی دویدند و عاشقانه با خلاقیت و هنرمندی خوش درخشیدند و بعدها دیده نشدند

ما در زمینه باز تولید نسل جدید، در دهه های نسلی فعالیت خوبی نداشتیم، و این محدود به یک جناح خاص هم نیست

از زمانی که خود را شناختم با زندگی پرتلاطمی روبرو شدم. پیش از انقلاب به واسطه تبعیدها و زندانهای پدرم و شهر به شهر شدنها و استرسها و ارتباط با بزرگان انقلاب، رشد و نمو من و برادرم فرید، تحت تأثیر این شرایط قرار گرفت. پس از انقلاب به واسطه تلاش ها و مبارزات پدر، مردم با سلام و صلوات به استقبالمان آمدند و تکریم مان کردند و شدیم آقازاده! البته آقازادهای که فاقد هر امتیازی ویژه یا رانتی بود. از همان دوره نخست انتخابات مجلس شورای اسلامی وارد عرصه سیاسی و تبلیغاتی شدیم و چه بسیار جوانان انقلابی و پرشور دیدیم که در این عرصه اعتقادی کار می کردند، تراکت توزیع میکردند، مجالس سخنرانی برپا مینمودند، پوستر میچسپاندند، بی ریا، صمیمی و بدون چشم داشت مالی، همزمان با دوستان دوره دبیرستان در کارهای مربوط به امور جنگ، همکاری داشتیم؛ به هنگام حملات موشکی و بمباران شهر اصفهان، کمکرسانی و مشارکت داشتیم ، همه دوست و یکدل بودیم. با گذر زمان و تحولات سیاسی و اجتماعی به خصوص در عرصه انتخابات و دسته بندیها شکاف هایی ایجاد شد؛ شکاف هایی که گاه به واسطه نبود تجربه کافی، تجلی منازعات بود و صحنه نبرد!

زمانی مهم ترین ملاک انتخاب افراد برای کسب مصادر و پست ها، سابقه جبهه، تدین، سابقه ایثارگری و گاه نحوه پوشش و آرایش صورت و غیره بود؛ این ها ملاک های خوبی در آن دوران میتوانست باشد اما کافی نبود. چه بسا آرام آرام از نسل پیش از انقلاب انگشت شماری باقی مانده اند. خدا به این گنجینه ها طول عمر عنایت فرماید. اما این روش به دور از تخصص گرایی بود، این گونه شد که پست ها برای برخی دائمی شد و امروز بر کسی آفت سمَتهای مادام العمر پوشیده نیست.

می گویند، یکی از بنیادین ترین اقدامات در کشورهای توسعه یافته، توجه به جانشین پروری است؛ افراد تغییر میکنند تا نیروهای جدیدالورود از هر حزب و گروه، متعهد به انجام استراتژی و اهداف کلان کارشناسی شدۀ آن کشور زمام امور را در دست گیرند. در این کشورها افراد بااستعداد و نخبگان، از تمام جهان شناسایی میشوند و به طرق مختلف با جذب آن ها و ارائه آموزشهای لازم، روی آن ها سرمایهگذاری می کنند و در نهایت برای مصالح کشورشان بدون در نظر گرفتن ملیت شان، از آن ها استفاده میکنند و آن قدر جذابیت ایجاد می کنند تا فکر بازگشت به کشورخود را از ذهن بیرون کنند!

در این کشورها افراد مسن و باتجربه، این فرایند را همراهی میکنند و تا پایان عمر رسالت تغییر نسلی را با جان و دل، رضایت و لبخند به انجام میرسانند و برایشان آنچه اهمیت دارد مصالح ملی و اعتماد به جوانان با استعداد است؛ زیرا آینده کشورشان برایشان از هر چیز با اهمیتتر است. آن ها می دانند ذهن و سرعت عمل افراد کهنسال، کمتر پویایی و سرزندگی جوانان را دارد، لذا تجربهشان را منتقل میکنند، و موفقیت ها بر همین اساس رقم می خورد.

در کشور ما نیم نگاهی به گذشته، زنگ هشدارها را به صدا در میآورد که به هوش باشید. از فرایند شناسایی استعدادها، آموزش و مهم تر از آن پرورش، غافل نمانید و در انتقال قدرت و اعتماد و همراهی و همفکری به نسل تازهنفس تعلل نورزید، نتیجه بیتوجهی به این موضوع، سوءاستفادهها، ظهور گسترده رانتها، فسادها، فامیلگراییها، فقدان شایسته سالاری و... بوده است.

متأسفانه شاهد هستیم که در برخی ارکان کشور سوءمدیریت ها و نقصها و بیبرنامگیها، باورها و اعتقادات دینی مردم را تحت الشعاع قرار میدهند؛ نشانه آن وضعیت نابسامان اشتغال و ازدواج، طلاق و اعتیاد و سایر بزههای اجتماعی، اوضاع بحرانی محیطزیست، سوءمدیریت در حوزه آب در اصفهان و غیره بوده است. این گونه اعتماد متقابل میان نسلها کم رنگ میشود. فرزندان اقدامات پدران را به دقت رصد میکنند و صراحتاً می گویند که برخی بیبرنامگیهای دیروز، حاصلش وضعیت امروز کشور است.

به یاد دارم در سال 76 چه جوان های پرشور و نشاط و با استعدادی شبانه روز بدون هیچ چشم داشت مالی دویدند و عاشقانه با خلاقیت و هنرمندی خوش درخشیدند و بعدها دیده نشدند؛ البته نه منحصر به گروه یا حزب خاصی باشد. این انتظار از بزرگان هر حزب، چه پیروز و چه شکست خورده بود که حداقل سیاهه ای از این هوادارانشان تهیه می کردند که در چه حال و روزی هستند؛ کدامشان بیمار و در بسترند؟ کدامشان مستعد ارتقاء بوده اند؟ کدامشان محبوس شده اند؟ یا برای گذران زندگی به کمترین کارها که در شأنشان نیست اشتغال ورزیدهاند؟ حداقل کار آن بوده است که احوالی از آنان پرسیده شود، استفاده از جوانان بیشتردر ایام تبلیغات انتخاباتی بوده است تا برنامهریزیهای تخصصی اصولی و راهبردی و این جفا به منابع انسانی با استعداد کشور بوده است. شاید چون خود ما به برنامهها و راهبردهایمان یا اعتقاد نداشتیم یا عامل نبودیم، طبیعتاً برای نسل جدید بسیاری از برنامه های ما باورپذیر نیست.

حالا بپذیریم که در زمینه باز تولید نسل جدید، در دهههای نسلی، فعالیت قابل دفاعی نداشته ایم. جوان گرایی به آن معنا نیست که افراد بی تجربه و غیرمتخصص به کار گرفته شوند، بلکه وقتی اعتماد شود، یقینا نتایج خوبی حاصل خواهد شد. به یاد داریم بسیاری از مدیران در ابتدای انقلاب، با آزمون و خطا تجربه کسب کرده و مدیریت میکردند، اما امروز در عصر انفجار اطلاعات فرصت آزمون و خطا نیست.

با خوش بینی باید گفت، تحول واژه ای است با بار معنایی مثبت و در هر بخشی از زندگی فرد و جمع وارد شود، دگرگونی ایجاد میکند. برگشتن از حالی به حال دیگر. شمیم تحول در طول تاریخ همواره به مشام میرسیده است، باید بدون تعصب و پیش داوری به استقبال آن شتافت. بی تفاوتی و مقاومت در برابر آن شایسته نیست، فضای اجتماعی و سیاسی نیاز به هوای تازه، و تفکر نوین دارد، «ان الله لا یغیر ما بقوم، حتی یغیروا ما بأنفسهم (رعد10)»

تردیدی نیست که تشکیل شوراهای شهری و روستایی، از ریشه ها و بنیادهای دموکراسی در جامعه است، مشروط بر اینکه در جایگاه خود فعالیت نماید، بنده سال هاست در امر انتخابات شورای شهر فعال هستم. در کنار صندوق ها همه مشاهده کردیم که مردم، آگاهی چندانی از وظایف شورای شهر نداشتند. منتخبین شورای شهر به نسبت واجدین شرایط، با رأی ضعیف انتخاب شدند و این به معنی عدم شناخت جایگاه شورای شهر در جامعه است؛ یعنی مردم حضور شورا در فرایند زندگیشان را آن گونه که باید، احساس نکردهاند.

امروز همگان به این نتیجه رسیدهاند که شورای شهر باید شورای شهر باشد نه شورای شهرداری! مگر پیش از تشکیل شوراها، شهرداریها به وظایف خود عمل نمیکردند؟ مثلاً در اصفهان (دوران آقای ملک مدنی) و تهران (آقای کرباسچی) که موفق بودند، کارهای زیربنایی به انجام نرسید؟

امروز شورای شهر تمرکزش بر فعالیت های درون شهرداری است. شاهد، آن گزارش یکسان سالانه و ماهانه شورا و شهرداری است؛ البته شورای شهر در اصفهان در دور سوم و چهارم یک چشمانداز و راهبردی را در قالب «منشور» تدوین کرد که متأسفانه بسیاری از مفاد آن عملی نشده است! مهم ترین آن ها وضعیت زاینده رود و محیطزیست، موضوع گردشگری و به تأخیر افتادن پروژههای مهم، فروش تراکم که در واقع فروش شهر و... بوده است.

از سویی چقدر روی توسعه گردشگری در این شهر غنی از لحاظ منابع گردشگری کار شد؟ بر روی اقتصاد تجربه چه میزان کار شده است؟ گردشگری در بسیاری از کشورها برایشان سرشار از عایدات است. مشاهده کردیم نهایت تحرک و فعالیت شورا، برکناری شهردار پیشین بود که مردم احساس خوبی از آن نداشتند؛ زیرا یک عدم شفافیت و سیاسیکاری در پس آن نهفته بود، مشخص هم نشد که بالأخره داستان پشت پرده چه بوده است؟ این ها باعث سلب اعتماد مردم میشود و جایگاه شورا را تنزل میدهد و شائبه سیاسیکاریها را شدت میبخشد.

بنابراین به شورای شهر باید توجه ویژه شود، این شورا نیازمند مجموع تخصصهای مختلف شهری است، نیاز به افراد نخبه! حادثه ساختمان پلاسکو که تحلیل های فراوانی بر آن انجام پذیرفت، نمونه بارز از توجه ویژه به این امر است. امروز دیگر مردم از شعار دادنها خسته شدهاند، تفاوت سره و ناسره را تمیز می دهند.

لذا همه مردم باید احساس مسئولیت کنند و در انتخابات پیشرو حضور فعال داشته باشند. یکدل و یکپارچه و یک هدف در انتخابات ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و در نهایت شورای اسلامی شهر شرکت کرده تا شاهد بالندگی، نشاط و سرزندگی در شهرها باشیم. بعد از دوران آقای احمدینژاد بسیاری از جامعهشناسان و اقتصادانان معتقد بودند، سال ها به طول خواهد انجامید تا وضعیت به دوران پیش از آقای احمدینژاد بازگردد و این رکود فعلی ماحصل آن دوران است که باید با صبوری و همراهی از آن عبور کرد و یکدل و یکپارچه با انتخاب آقای دکتر روحانی این فرایند را سرعت بخشید و تحت تأثیر تبلیغات منفی علیه ایشان قرار نگرفت. در مجلس و شورا هم این انگیزه بر اساس آنچه گفته شد باید باشد.

به امید سرافرازی کشور و شهرمان و بالندگی زنان و مردان دلسوز و خردورز.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۵ساعت 7:40 توسط مریم - وحید |

برچسب: نویسنده: پویا خوشنام تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 12:11

صفحه بندی